خانه / اخبار / خانه خورشید
۵۳۶۴۱۳۶۶۰۷۹۴۵٫۵۶۲۸ed1767646

خانه خورشید

پیشنهادات لیلا ارشد موسس خانه خورشید جهت پایان دادن به کودک همسری

سمیره حنایی

یک توضیح کلی در مورد فعالیت هایتان لطفا:

نزدیک به ۴۰ سال پیش رشته مددکاری اجتماعی خواندم. دانشجوی خانم ستّاره فرمان فرماییان بودم. تمام این سالها در حوزه ی آسیب های اجتماعی زنان و کودکان فعالیت کردم. پس از پیوستن ایران به کنواسیون حقوق کودک، در سال ۷۴ بطور مشخص و منظم، فعالیت خود را در نهاد مدنی “انجمن حمایت از حقوق کودکان” بصورت داوطلبانه شروع کردم. در حال حاضر هم عضو انجمن هستم که شش دوره عضو هیات مدیره بودم.

دراین سالها از موسسان NGO های مختلفی بودم، از جمله “کانون مشارکت در پاکسازی مین”  که در ۵ استان غربی و جنوبی آلوده به مین فعالیت می کرد. در انجمن حمایت از حقوق کودکان در سال ۷۷ با افزایش کودکان خیابانی در سطح شهر، یکی از اعضا هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان شدم، وظیفه ای را پذیرفتم که با کودکان کار در خیابان مصاحبه های عمیق و حرفه ای داشته باشم و علل حضورشان در سطح شهر را گزارش کنم. به همراه تعدادی از دوستان اولین مرکز حمایت های آموزشی و اجتماعی را برای کودکان کار در منطقه ۱۲ تهران واقع در دروازه غار و سپس ناصر خسرو تاسیس کردیم.

یکی از موسسان اولین و تنها خط تلفنی حمایت از کودک و نوجوان و خانواده هستم با نام “صدای یارا” و شماره ۴۲۱۵۲  در انجمن حمایت حقوق کودکان. از زمانیکه این خط را راه اندازی کرده ایم تا به امروز فعال است. روزانه ۸ ساعت به کودکان و خانواده ها مشاوره میدهد؛ آموزشهایی مانند شیوه های فرزند پروری، آموزش مراحل رشد کودک ونوجوان به خانواده، پاسخگویی به مشکلات مرتبط با کودکان و ارائه آمار کودک آزاری ها. در همه ی این سالها متخصصین حوزه ی روانشناسی و مدکاری اجتماعی مسئولین پاسخگویی به این خط بودند.

در سال ۱۳۸۴ با پیشنهاد سازمان بهزیستی اولین مرکز گذری کاهش آسیب اعتیاد زنان را  به همراه گروهی از دوستان در دروازه غار تهران  بنام موسسه ” سرزمین زنان خورشید” که به خانه خورشید شناخته میشود، تاسیس کردیم که تاکنون فعال است.

همیشه مسئله زنان و کودکان از اولویت خاصی برایم برخوردار بود. طی این سالها فعالیت های مناسب و اثربخشی را انجام دادیم. از همان ابتدا با تاسیس موسسه ای که به مبتلایان ایدز و هپاتیت B/C  و افراد در معرض ابتلا به زگیل تناسلی خدمات ارائه می کردیم. سعی کردیم صدای زنانی باشیم که سوء مصرف مواد مخدر داشتند و درواقع صدایشان شنیده نمی شد و دیده نمی شدند. در این ۱۴ سال گشت سیار یا امدادرسانان محلی که معمولا ۴ نفر هستند به محلات مختلف میروند و به زنان کارتن خواب بی سرپناه و فرزندان خانم هایی که در پارک هستند و مشکلات زیادی را تجربه کرده اند کمک میکنند مثلا کاندوم، سرنگ، وسایل بهداشتی، لباس زیر، پد الکلی و بهداشتی و پمادهای مختلفی که برای سوختگی و آسیب های پوستی اهدا می کنند.

نزدیک به ۲ سال است که سایت دندان پزشکی داریم و به زنان مبتلا به اچ آی وی و کسانی که در معرض ابتلا به ایدز و ویروس هپاتیت هستند خدمات دندانپزشکی ارائه می دهیم. در جهت توانمندسازی اقتصادی زنان، حدود ۳۰ نفر را در قالب کارگروه اشتغال در خانه زنان خورشید فعال کردیم.

حدود ۴ سال پیش تصمیم گرفتیم به دلیلی که بخشی از آن مسائل حقوقی بود، مثل تصویب ماده ۱۶ ستاد مبارزه با مواد مخدر که معتادان خیابان را متجاهر می شناسد و معتادان را تحت پیگرد قرار می دهد و برای قطع سو مصرف اجبارا به مراکز ارسال می شوند، گروه هدفمان را تغییر دادیم. توجهمان را به زنانی معطوف کردیم که قطع سوء مصرف کرده اند اما همچنان از محدودیت ها و محرومیت های بسیاری رنج می برند؛ مانند نداشتن برگه های هویت، دفترچه خدمات درمانی، عدم دریافت یارانه، عدم برخورداری از سهام عدالت. این زنان در واقع زنده اند اما جز شهروندان و جمعیت کشور محسوب نمی شوند.

متاسفانه این زنان با اینکه کار بزرگی انجام داده اند و قطع مصرف کرده اند اما فاقد خانه، شغل و سرپناه هستند. در جهت حمایت از این زنان، شرایط کار برایشان در خانه خورشید مهیا شده است که به ازای کاری که در کارگاه های مونتاژ انجام میدهند حق الزحمه ایی دریافت می کنند. متاسفانه دریافتیشان ناچیز است و کفاف زندگیشان را نمی دهد به همین دلیل یکسری حمایت های اجتماعی را برایشان داریم، مثل اینکه داوطلبی یا خیری پیدا کنیم، که پول پیش یا رهن اتاقی را بدهد و ما اتاق را برایشان تجهیز میکنیم. مثلا آنهاییکه در طول ماه در بخش اشتغال فعالیت دارند کارت هایی دریافت می کننند که برای رفت و آمدشان بصورت رایگان از سیستم اتوبوس رانی و مترو استفاده کنند، همچنین بسته های غذایی خشک تهیه و در اختیارشان قرار داده میشود. از فرزندانشان حمایت میکنیم مثلا اگر شناسنامه ندارند گروه حقوقی ما تلاش میکنند که شناسنامه دار شوند. تلاش میکنیم که در مدرسه ثبت نام شوند هزینه های مدارس مانند لباس، لوازم و تحریر و ثبت نام شان را تا جایی که مقدور باشد پرداخت میکنیم. در عین حال به مادران  آموزش میدهیم که شیوه فرزند پروری را یاد بگیرند و از فرزندانشان مراقبت کنند. سعی میکنیم فرزندانشان را با مهارت های اجتماعی و زندگی آشنا کنیم. چرا که امکان اموزش دیدن در خانواده را نداشتند بنابراین ما به آنها این آموزش ها را بصورت رایگان میدهیم. مثلا در محلات برای NGO های محلی چه برای گروه هدف و چه برای داوطلبین

در شهرستانها شعبه دارید؟

ما اینجا هستیم و محدودیت هایی داریم که امکان اینکه بتوانیم شعبه داشته باشیم را نداریم تلاش‌های شده که جوانانی که در شهرستان‌ها هستند اگر مشاوره خواستند و یا اگر نیازمند داشتن اطلاعات بودند به داوطلبان در شهرستان ها کمک های فکری داشته باشیم زنان داوطلب و متخصص زیادی بودند که می‌خواستند مراکز کاهش آسیب و حمایتی تاسیس کنند تلاش کردیم تا آنها را نسبت به اهداف گروه هدف و مسائل این گونه آشنا کنیم

مهمترین آسیب اجتماعی که در حال حاضر زنان تهران با آن درگیر هستند چیست؟

جای خالی ۱۰ مهارتی که سازمان ملل روی آن تأکید دارد به شدت حس می شود متاسفانه اکثر ما مهارتها را نمی آموزیم و برای فرزندانمان پیشگیری سطح ۱ را نداریم زنان مانند پسران جوان نیازمند این حمایت و ابزار مقابله هستند علاوه بر آن پیشگیری سطح دو را هم نداریم اینکه در مدارس مددکار اجتماعی باشد چون خانواده‌های ما هم شیوه های فرزندپروری را نیاموخته اند زوج های ما شیوه های همسرداری را آموزش نمی‌بینند و شناخت کافی ندارند از سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان نهادهایی مانند آموزش و پرورش انتظار می رود که آموزش مهارت های اجتماعی را در برنامه هایشان داشته باشند دختران با توجه به شناخت از جایگاه و توانایی های شان تلاش کردند در دانشگاه ها پذیرفته شوند اما انتظاری که میرفت تا دختران شرایط بهتری داشته باشند و بتوانند کارآمدتر باشند برآورده نشد البته بخش عمده این ارتقای جایگاه زنان برای تلاش های خودشان بود و توانستند از فضای مجازی هم کمک بگیرند و شرایط خود را بهتر کنند. بهتر است به جای اینکه فقط پیشگیری سطح سوم را داشته باشیم که فقط یک عده از قربانیان را نجات دهیم و برخی نادیده گرفته شوند به دنبال برنامه های همه جانبه و کامل‌تری باشیم

مشکلات زیادی از جمله آمار بالای حاشیه نشینی، خشونت‌های خانگی، اعتیاد، بیکاری، نبود نشاط و شادی، کودک آزاری و نداشتن اوقات فراغت مناسب برای جوانان، درگیر شدن زنان در حوزه‌های اعتیاد و تن فروشی و غیره وجود دارد که انتظار می‌رود اقدامات مناسب و همه جانبه صورت گیرد تا شرایط سخت تر از این نشود.

به نظر شما ازدواج زودهنگام برروی اعتیاد زنان و بزهکاریشان تاثیر دارد؟

تجربه من نشان می دهد که بسیاری از زنانی که درگیر اعتیاد و کارتن خوابی شدند یا از خانواده هایی بودند که درگیری‌های اقتصادی اجتماعی داشتند مثل اعتیاد در خانواده. بسیاری از این گروه کسانی بودند که به دلیل بدهی پدرانشان در ازای مبلغ ناچیزی در سن کم به عقد طلبکاران در آمدند در واقع به مردان فروخته شدند یا حتی موارد زیادی را دیدم که در شهرستان ها در سنین پایین به ازدواج مردان درآمدند و بعد چون شرایط دشوار و غیر قابل تحمل بود گمان کردند که اگر از این خانه بروند شرایط شان بهتر خواهد شد آنها نمی دانستند پشت دیوارهای بلند خانه چه می گذرد به دلیل سن کم نمی توانستند این تحلیل را داشته باشند فکر می‌کردند که اگر از این خانه بیرون بروند راحت می شوند سن رای دادن دخترانمان برای انتخاب رئیس جمهور و نماینده شورای شهرشان ۱۸ سال است چطور سن ازدواج ۱۳ سال است در حالی که با نظر پدر دختران در سنین پایین‌تر هم به عقد مردان در آیند و هم مسئولیت خانواده و زندگی را بپذیرند؟ تجربه و تحمل کنند و مشکلات و تصمیم‌گیری زندگی را بپذیرند؟

با توجه به آمار تقریباً بالای دختران مجردی که در کشورمان داریم خیلی‌ها ازدواج زودهنگام را راهی برای برون رفت از آسیب اجتماعی می‌دانند نظر شما چیست؟

من ازدواج کردن یا سن دختران در زمان ازدواج را آسیب نمی دانم این یک انتخاب است این موضوع ارتباطی با هم ندارند اینکه سن ازدواج بالا رفته یا به هر طریقی دختران ازدواج نمی کنند یا تصمیمی برای ازدواج ندارند اینکه ما بیاییم کودک آزاری کنیم و دختر بچه ای را که باید کودکی کند به ازدواج مردان تشویق کنیم مشکل ساز است. آیا دختران نوجوان و خردسال از نظر جسمی جنسی روانی عاطفی اجتماعی آمادگی پذیرش مسئولیت های خانواده را دارند؟ برایشان بارداری، زایمان و مادری بسیار دشوار خواهد بود.

نظرتان نسبت به رویکرد مجلس در رابطه با ازدواج کودکان چیست؟ آیا مقاومتشان در برابر بالا بردن سن ازدواج ناشی از اعتقادشان به مرد سالاری است یا کم اهمیت پنداشتن این موضوع که رسیدگی به آن را به تأخیر می اندازند؟

قانون حمایت از کودک و خانواده ۱۰ سال است که در مجلس مانده و خاک میخورد واقعاً در جامعه چه چیزی از سلامتی کودکان و زنان مان مهم تر است؟ این لایحه که توسط قوه قضاییه به مجلس فرستاده شد هنوز تصویب نشده است خانم های نماینده این دوره مجلس شورای اسلامی تلاش زیادی کردند تا بتواند سن ازدواج دختران را از ۱۳ سال به ۱۵ سال برساند اما اینکه نمایندگان مرد مجلس چرا هنوز به این موضوع به صورت جدی نمی‌پردازند دلایل متعددی می تواند داشته باشد شاید دلیلش این است که آن را برای تاکید و تقویت قدرت خود در خانواده مناسب می‌دانند. بخشی هم به نظر می‌رسد که از عدم آگاهیشان است من در این مواقع وقتی وارد بحث می شوم، می پرسم که آیا فرزند دختری دارند؟ در واقع موضع را مشخص می کند. با درگیر کردن احساساتشان و قرار گرفتن در موقعیت نظرشان را می پرسم می پرسم به این فکر کردید که یک دختر ۱۱ تا ۱۳ ساله چطور می‌تواند در قرن بیست و یکم با پیچیدگی هایی که مسائل روابط خانوادگی دارد کنار بیاید؟

دختر بچه از نظر جسمی و فیزیکی چگونه میتواند ارتباط جنسی و باروری داشته باشد؟ از نظر روانی و عاطفی چگونه می تواند مسئولیت‌های خانوادگی و وظایفش را بپذیرد؟ در حال حاضر دختران حق تحصیل دارند اما اگر یک دختر ۱۲ ساله را درگیر مسائل ازدواج کنیم چگونه می‌تواند به علایقش برسد؟ درگیر شدن دختر ۱۰ ساله یا ۱۳ ساله با مسائل خانوادگی همسر کودک و مسئولیت های مرتبط واقعاً سوال برانگیز است چگونه تمام این مسائل را مدیریت کند؟ وقتی به هر بخش از آن نگاه می‌کنیم این اقدام ظالمانه است وقتی دختر بچه را به عنوان انسانی ببینیم که نیازهای متعدد جسمی، عاطفی، روانی، اجتماعی و ذهنی ویژه‌ای دارد چگونه می تواند مسئولیت زندگی سالمی را داشته باشد؟

با توجه به برآورده نشدن هر کدام از این نیازها دچار مسئله خواهد شد او نمی‌تواند مادر و همسر مناسب و توانمندی باشد به دلیل اینکه سنش کم است هنوز از نظر اجتماعی، روانی، عاطفی، جسمی و جنسی آمادگی ندارد. بسیاری از کشورهای اسکاندیناوی پایان کودکی را ۲۱ سالگی می دانند در حالی که کنوانسیون حقوق کودک هجده سالگی را پایان کودکی می شناسد این کشورها جلوتر از قوانین کنوانسیون هستند آنها معتقدند که تا ۲۱ سالگی جوانان نیازمند حمایت هستند. ایران در سال ۷۳ به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است!!

نظرتان در مورد ورود بخش خصوصی در کنترل و پیشگیری آسیب های اجتماعی چیست؟ سازمان های دولتی باید فعالیت کنند یا ان جی او ها؟

فعالان ان جی او ها و کنشگران اجتماعی تشخیص و علایقی دارند. آنها برای رسیدن به اهداف و داشتن جامعه ای سالم تر تلاش می کنند هنوز جای خالی قوانین حمایتی وجود دارد بنابراین کنشگران تصمیم می‌گیرند فعالیت و مداخله کنند تا موضوعات سریعتر در چرخه قرار گیرند. البته بخشی هم از وظایف دولت هاست اما ان جی اوها با انتخاب به موقع برای رسیدن به اهداف انسان‌دوستانه و بهبود شرایط اجتماعی آگاهانه انتخاب کرده و پیش می روند. فعالان اجتماعی مطالبه‌گری می‌کنند و سیاستگذاران و برنامه‌ریزان را در جریان مشکلات گروه‌های هدف خود قرار می دهند مثلاً در مورد مهارت اجتماعی که نیاز امروز جوانان است آموزش و پرورش می تواند نقش مهمی داشته باشد صدا و سیما و سایر رسانه ها هم می توانند موثر باشند و در کنار این سازمان ها افراد متخصص شاغل در نهادهای دولتی که تجربه و تخصص مناسب دارند هم می‌توانند در این امر خطیر مشارکت کنند. دیوار آهنی بلند و بزرگی بین کنشگران و سازمان های دولتی مثل آموزش و پرورش وجود دارد که باید برداشته شود و از نهادهای تخصصی که سال‌ها تجربه دارند و به عنوان داوطلب حاضر به همکاری هستند کمک بگیرند.

حدود ۲۰ سال است که تاسیس شورای عالی کودک را پیشنهاد می کنیم ما نیازمند داشتن شورای عالی کودک هستیم تا بتواند مسائل کودکان را همه‌جانبه ببیند و برای حمایت از کودکان قدم بردارد. به یاد دارم که ساز و کارش به گونه ای طراحی شد که بار مالی برعهده دولت نباشد و در وزارتخانه هایی مانند علوم، امور خارجه، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، رفاه و غیره نمایندگانی داشته باشند و نهادهای مدنی هم نمایندگانی داشته باشند. تصمیم بر این بود که این گروه کنار هم بنشینند و مسائل کودکان را همه جانبه ببینند تا بتوانند با تصمیمات مناسب در شورای عالی کودک هر بخش وظایف خود را به درستی اجرا کند. آرزوی من این است که اگر می‌توانستیم شورای عالی کودک داشته باشیم نمایندگان نهادهای مدنی در کنار نمایندگان سازمان‌های دولتی بدون تحمل بار مالی به دولت یاری می رساندند و سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مناسبی اتخاذ می شد.

مهمترین دستاورد موسسه تان بعد از فعالیت نزدیک به ۱۵ سال چه بوده است؟

همین که توانستیم مطالبه‌گری کنیم و صدای زنان گروه هدفمان را به گوش سیاستگذاران و برنامه‌ریزان برسانیم موفق بودیم چون صدایی نداشتند و ندارند. ما نیازها و مطالبات آنها را مطرح کردیم در سال اول وقتی مسئله زنان فاقد شناسنامه را مطرح می‌کردیم خیلی از مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر و بهزیستی تصور می کردند این گروه از مهاجران هستند باور نداشتند که زنان ایرانی مواد مصرف کننده و کارتن خواب برگه های هویتی ندارند ما توانستیم صدای آنها شویم و مشکلاتشان را انتقال دهیم جاهای خالی زندگیشان را یافتیم تلاش کردیم تا اقداماتی انجام شود که شرایطشان بهتر شود این اقدامات نظیر نوشتن مقاله، سخنرانی، مصاحبه‌هایی با رسانه های خبری و رادیویی، در جریان قرار دادن دانشگاهیان و حمایت طلبی از آنها بود. اینها دستاوردهای بسیار مهمی هستند سایت و اینستای خانه خورشید نیز فعال است ما نمی توانستیم به تنهایی سایت دندانپزشکی برای زنان اچ آی وی یا افراد در معرض آسیب بیماری‌های ویروسی داشته باشیم با کمک انجمن دندانپزشکی هفته ۳ تا ۴ روز دندانپزشک متخصص داریم و به ۲۰ تا ۲۵ نفر خدمات می دهیم.

این سال‌ها ما تلاش کردیم تا بتوانیم نیاز جامعه به پیشگیری سطح اول و دوم را مطرح کنیم سیاستگذاران را از تجربیات خود آگاه کنیم جوانان علاقه‌مند و داوطلب با متخصص را با پذیرش در موسسه و انجام پژوهش ها و پایان نامه هایشان یاری کنیم.

سخن آخر؟

فعالان مدنی و ان جی اوها نقش بسیار مهمی دارند. ما باید بتوانیم با تجربیات کوچک و محدود الگوی موفقی بسازیم که در اندازه بزرگ قابل استفاده باشد من باور دارم که باید جهانی بیندیشیم اما برای امروز و اینجا برنامه ریزی کنیم الگوسازی کنیم برای این اقدامات بزرگ و اجتماعی. تجربه ما از سال ۷۲ برای آموزش به کودکان کار که خیلی‌ها به فکرشان هم نمی‌رسید نشان داد که می‌توان کارهای خوب و مناسبی انجام داد جهانی شایسته تر برای زنان و کودکان ساخت که احساس امنیت و رضایت وجود داشته باشد.

این مطلب هم بخوانید

lxpmwxznko-1467452656

او حکم رشد دارد!

رایحه مظفریان نویسنده و پژوهشگر در کتاب حقوق مدنی خانواده نوشته دکتر کاتوزیان خانواده این ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *